تقریر برهان صدیقین علامه طباطبایی (ره) را در نیم خط می شود نوشت: «وجود ضرورت ازلیه دارد.» فکر کنم نیم خط هم نشد! تجربه متافیزیک از یونان باستان الی زماننا هذا، پشت نیم خط موج می زند. ملاصدرا در پاورقی اسفار ج6 ص 14 می گوید: «الوجود -کما مرّ- حقیقه عینیه» و علامه پاورقی می زند و می گوید مگر می شود آدم با شعور این «واقعیت» را نفی کند و بگوید واقعیتی در کار نیست و بگوید واقعیت اشیاء موهوم است. همین جمله هم یا واقعی است یا واقعی نیست و صاحب این جمله هم به واقعیت جمله خودش نظر دارد وگرنه حرف مفت نمی زند. اصلا حرف مفت هم برای زننده آن واقعیت دارد وگرنه آن را نمی زد.برای دیوانه که همینطور بی اختیار حرف مفت می زند و نمی فهمد اصلاً چه می گوید هم حرف مفت نیست، چون حتما از اصوات و صدای نکره اش خوشش می آید!این واقعیت ساری در همه اشیاء و گزاره ها ضرورت ازلی دارد یعنی بوده، هست و خواهد بود و اصلاً زمان خودش ذیل این واقعیت است، ذهن نیز هم و زبان! هیچ دوتایی در برابر این حقیقت عینی وجود نمی ماند. می شود برای این حرف نیم خطی، یک صفحه تقریر نوشت تا صورت استدلال درست شود، اما این بازی های منطقی فرع بر حقیقت وجود و حاق واقع است. کسی که وجود چونان حقیقت عینی را نفهمد، هزار هم منطق بچیند، نمی فهمد. درست است که کسی تا فلسفه صدرا را درست نخواند به این مطلب نمی رسد، اما از حیث منطقی این مطلب پیشامنطق
برچسب:
نویسنده: کوروش قاسمی
تاريخ: شنبه
14 بهمن
1396 ساعت: 22:53